چهارشنبه 28 آذر 1397  
چهارشنبه, 24 دی 1393 | 14 January 2015
تاملی در علل رشد و رواج فرهنگ دروغگویی در ایران: جامعه‌ای‌ که‌ فرهنگش‌ این‌ باشد سیاستش‌ هم‌ آن‌ می‌شود!

ریاضت‌ در فرهنگ ما،  به‌ معنای‌ آنچه‌ که‌ مرتاضان‌ انجام‌ می‌دهند ریاضت‌ به‌ معنای‌ اینکه‌ باید دانست در زندگی‌ همه‌ چیز را نمی‌توان به دست آورد‌.  بنابراین‌ باید چیزهایی‌ را فدا کرد تا چیزهای‌ باارزش‌تری‌ را به‌ دست‌آورد. قدمای‌ ما می‌گفتند دنیا دار تزاحم‌ است‌ یعنی‌ همه‌ محاسن‌ در یک‌جا قابل‌ جمع‌ نیست‌ به‌ تعبیر نیما یوشیج‌ تا چیزها ندهی‌ چیزکی‌ به‌ تو نخواهند داد.

 

در زبان‌های‌ اروپایی‌ قداست‌ از ماده‌‌ی فداکاری‌ است‌. عارفان‌ مسیحی‌ می‌گفتند اینکه‌ فداکاری‌ و قداست‌ از یک‌ ماده‌اند به‌ این‌ دلیل‌ است‌ که‌ قداست‌ به‌ دست‌ نمی‌آید مگر به‌ قیمت‌ از دست‌ دادن‌ چیزهای‌ فراوان. ولی‌ ما می‌خواهیم‌ همه‌ چیز را داشته‌ باشیم‌ و وقتی‌ دیدگاه‌مان‌ نسبت‌ به‌ کار آن‌گونه‌ است‌، نسبت‌ به‌ مصرف‌ هم‌ دیدگاه‌مان‌ این‌گونه‌ می‌شود و باعث‌ می‌شود دچار مصرف‌زدگی‌ شویم‌. وقتی‌ ما بحث‌ مصرف‌زدگی‌ را مطرح‌ می‌کنیم،‌ مطرح‌ می‌کنند که‌ شما از اوضاع‌ جامعه‌ و فقر خبر ندارید. باید گفت‌ مصرف‌زدگی‌ یک‌ دیدگاه‌ است‌ نه‌ یک‌ امکان‌؛  یعنی‌ فرد فقیر هم‌ در سرسویدای دل خود می‌گوید کاش‌ بیشتر داشتم‌ و بیشتر مصرف‌ می‌کردم‌. کدام‌ یک‌ از ما برای‌ آرمان‌های‌ خود حاضر است‌ به‌ قدر ضرورت‌ اکتفا کند. این‌ مصرف‌زدگی‌ ما را به‌ دنائت‌ می‌کشد. اگر ما بودیم‌ و فقط‌ ضروریات‌ زندگی‌ مجبور به‌ کرنش‌ کردن‌ نبودیم‌.

خوشایندی که فدای مصلحت می‌شود

مردمی‌ که‌ منافع‌ کوتاه‌مدت‌ را ببینند و قدرت‌ دیدن‌ منافع‌ درازمدت‌ را نداشته‌ باشند در معرض‌ فریب‌خوردگی‌ هستند. دلیل‌ موفقیت‌ سیاست‌های‌ پوپولیستی‌ در کشور که‌ در چند سال‌ اخیر هم‌ رواج‌ پیدا کرده‌،  ندیدن‌ منافع‌ درازمدت‌ است‌. وقتی‌ منافع‌ بلندمدت‌ دیده‌ نشود منافع‌ کوتاه‌مدت‌ تامین‌ می‌شود به‌ قیمت‌ نکبت‌ و ادبار درازمدت.

به خاطر درآمد کار می‌کنیم

دیدگاه‌ کمتر مردمی‌ نسبت‌ به‌ کار تا حد دیدگاه‌ ما نسبت‌ به‌ کار مبتذل‌ است‌. ما کار را فقط‌ برای‌ درآمد می‌خواهیم‌ و بنابراین‌ اگر درآمد را بتوانیم‌ از راه‌ بیکاری‌ هم‌ به‌ دست‌ آوریم‌ از کار استقبال‌ نمی‌کنیم‌. در واقع‌ ما کار را اجتناب‌ناپذیر می‌دانیم‌ در حالی‌ که‌ باید دیدگاه‌ مولوی‌ را درباره‌ کار داشته‌ باشیم‌ که‌ معتقد بود کار جوهر انسان‌ است‌.

حرف خودمان را هم متوجه نمی‌‌شویم!‌

ما درست‌ برخلاف‌ آنچه‌ که‌ در ادیان‌ و مذاهب‌ گفته‌ می‌شود زیاده‌گو هستیم‌ و پرحرف‌ می‌زنیم‌. نقل‌ است‌ که‌ عرفا هم‌ در سکوت‌ تبادل‌ روحی‌ داشتند اما ما ملت‌ پرسخنی‌ هستیم‌ و آسان‌ترین‌ کار برای‌ ما حرف‌زدن‌ است‌. اما بدتر از «پرسخنی» ما «زبان‌پریشی»‌ ماست‌. زبان‌پریشی‌ به‌ این‌ معنا است‌ که‌ انسان‌ حرف‌ خود را خودش‌ هم‌ متوجه‌ نمی‌شود. یعنی‌ اگر تحلیل‌ روانشناختی‌ در سخنان‌ ما انجام‌ شود اصلا برخی‌ جملات‌ معنا ندارد. سخنان‌ همه‌ مانند شهرک‌های‌ سینمایی‌ است‌ که‌ در زمان‌ فیلم‌ پر از دژ و قلعه‌ است‌ اما وقتی‌ فشار می‌دهیم‌ فرو می‌ریزد. به‌ تعبیر دیگر حرف‌های‌ ما پشتوانه‌ ندارد‌. و به‌ همین‌ دلیل‌ هم‌ به‌ لحاظ‌ ذهنی‌ تا این‌ حد پریشانیم‌. کسانی‌ که‌ سرگردانی‌ ذهنی‌ دارند اول‌ باید زبان‌ خود را پالایش‌ کنند. یعنی‌ باید حرف‌ را فهمیده‌ بزنند، و از طرف‌ مقابل‌ هم‌ حرف‌ فهمیده‌ بخواهند. نوام‌ چامسکی‌ برای‌ اینکه‌ ثابت‌ کند که‌ هر جمله‌ای‌ که‌ قواعد نحوی‌ و صرفی‌ آن‌ رعایت‌ شده،‌ صرفا بامعنا نیست‌ جملاتی‌ می‌گفت‌ بطور مثال‌ می‌گفت‌: وقتی‌ می‌گویند «پسر برادر مثلث‌ ما عاشق‌ بیضی‌ شما شده‌ است‌». قواعد صرفی‌ و نحوی‌ آن‌ رعایت‌ شده‌ است، اما بامعنا نیست.‌

ظاهرنگری‌

ظاهرنگری‌  بر کل‌ کارهایمان‌ سایه‌ افکنده‌ است‌. یعنی‌ گاه به‌ جای‌ آنکه‌ ما به‌ ارزش‌ و انگیزه‌‌ی کار توجه‌ کنیم‌ فریفته‌‌ی ظاهر می‌شویم‌. این‌ «ظاهربینی»‌ها ما را برای‌ «ظاهرفریبی»‌ها آماده‌ می‌کند. در هر جا که‌ اخلاق‌، عرفان‌ و روانشناسی‌ فدای‌ ظواهر شود این‌ روحیه‌ غلبه‌ پیدا می‌کند.

در باب‌ هر کدام‌ از موارد مطرح‌شده‌ فکر کنیم‌ که‌ درست‌ است‌ یا نه؟ اگر درست‌ است‌ اول‌ کاری‌ که‌ باید کرد این‌ است‌ که‌ موضوع را در شخص خودمان‌ بررسی‌ کنیم‌. یعنی‌ اینکه‌ این‌ نکته‌ها را ذره‌بین‌ نکنیم‌ و روی‌ دیگران‌ بگیریم‌ بلکه‌ اول‌ ذره‌بین‌ را روی‌ خودمان‌ بگیریم‌.‌ اگر مطالب‌ گفته‌ شده‌ درست‌ است‌ روشنفکران‌ و مصلحان‌ اجتماعی‌ به‌ جای‌ اینکه‌ همیشه‌ مجیز مردم‌ را بگویند و فکر کنند تمام‌ مشکلات‌ متوجه‌ رژیم‌ سیاسی‌ است، باید از مجیزگویی‌ مردم‌ دست‌ بردارند و به‌ مردم‌ بگویند چون‌ شما اینگونه‌اید حاکمان‌ هم‌ آنگونه‌اند. حاکمان‌ زائیده‌ این‌ فرهنگند جامعه‌ای‌ که‌ فرهنگش‌ این‌ باشد ناگزیر سیاستش‌ هم‌ آن‌ می‌شود و اقتصادش‌ هم‌ آن‌ می‌شود. خطاست‌ که‌  روشنفکران‌ و مصلحان‌ اجتماعی‌ برای پیداکردن‌ شخصیت‌ اجتماعی و‌ محبوبیت‌ اجتماعی‌ مجیز مردم‌ را بگویند و معتقدباشند که‌ مردم‌ هیچ‌ عیب‌ و نقصی‌ ندارند؛ چرا که‌ سیستم سیاسی‌، زاده‌ی‌ مردم‌ است‌ و سیستم سیاسی‌ بهتر، به‌ فرهنگ‌ بهتر نیاز دارد.

برگشت به صفحه اول فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان در فیس بوک به اشتراک بگذارید مشاهده در قالب PDF فایل پی دی اف چاپ نسخه چاپی
  

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

   
feed-image خبر خوان سايت
3 1 6



Copyright 2007-2012 © Beroozresani
استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است