سه شنبه 26 تیر 1397  
چهارشنبه, 01 بهمن 1393 | 21 January 2015
نگاهی به نقش رسانه‌ها در ترویج فرهنگ شهری: فرهنگ شهروندی و شهروندی فرهنگی

«شهروندی فرهنگی» مفهومی است که این اواخر مطرح شده است. منظور از ابداع این مفهوم توجه به فرهنگ گروه‌های اجتماعی (به ویژه گروه‌های بومی، اقلیت‌ها و قومیت‌ها) است که شهروندی آنان پیش از این بدون توجه به فرهنگ‌شان مورد توجه قرار گرفته بود.

به بیان دیگر، شهروندی فرهنگی به عنوان یکی از حقوق جمعی (و نه فردی) گروه‌ها در جوامع معاصر به رسمیت شناخته شده‌است. شهروندی فرهنگی به عنوان یکی از حقوق جمعی مهم در آغاز قرن بیست و یکم مورد توجه قرار گرفته‌است. توجه به شهروندی فرهنگی از آن رو بوده است که در گذشته، شهروندی فارغ از عنصر فرهنگ و هویت گرو‌ه‌‌های اجتماعی صورت می گرفته است. به دیگر بیان، تابعیت و شهروندی یک جامعه بیشتر سیاسی تلقی ‌می‌شده است تا فرهنگی.

 

شهروند سیاسی یا شهروند فرهنگی

«شهروندی فرهنگی» به عنوان یکی از حقوق جمعی مهم در آغاز قرن بیست ویکم مورد توجه قرارگرفته است. توجه به شهروندی فرهنگی از آن رو بوده است که در گذشته شهروندی فارغ از عنصر فرهنگ و هویت گروه‌های اجتماعی صورت می‌گرفته است. به دیگر بیان، تابعیت و شهروندی یک جامعه بیشتر سیاسی تلقی می‌شده است تا فرهنگی. در این تعبیر سیاسی شهروند کسی است که حق زندگی و بهره‌مندی از مواهب و خدمات جمعی را در یک کشور دارد و با مفهوم دموکراسی ارتباط دارد. با این حال، با گسترش دامنه حقوق برابری که باید در یک جامعه دموکراتیک مورد توجه قرار گیرد، دیگر حقوق فردی یا جمعی گذشته کافی نیست. شهروندی فرهنگی به حق جمعی فرهنگ اشاره دارد که در تعاریف سنتی دموکراسی و شهروندی لحاظ نشده است. شهروندی، برای گروه‌هایی که در یک جامعه زندگی می‌کنند (به ویژه بومیان، اقلیت‌ها و قومیت‌‌ها) به طور کامل رعایت شده است که فرهنگ جمعی آنان نیز به عنوان یک گروه به رسمیت شناخته شود.

شهروندی به مفهوم سنتی خود به این گروه‌ها اجازه «بقا» می‌دهد، بدون آن که به «بقای فرهنگ جمعی» آنان اجازه دهد. این مفهوم به ویژه در‌گروه‌های پراکنده و دور از وطن از اهمیت شایان توجهی برخوردار است.

رسانه‌های جمعی می‌‌توانند در شناساندن این فرهنگ جمعی و دفاع از حق آنان موثر واقع شوند. البته‏ این مساله با مالکیت رسانه‌های جمعی در جوامع معاصر مرتبط است. میزان و نحوه بازنمایی فرهنگ این گروه‌ها در رسانه‌های جمعی همواره محل انتقاد بوده است.

رسانه‌های رکن محور

از طرفی، چالش مهمی که پیش روی نظام‌های دموکراتیک جهان هم در کشور‌های پیشرفته و هم در کشور‌های در حال توسعه است‌، ترغیب شهروندان خود به «مسئولیت‌پذیری مدنی» و «مشارکت» در فرآیند تصمیم‌گیری‌های اجتماعی و سیاسی است. جهانی شدن با ایجاد بازار جهانی و رشد و توسعه آنچه اصطلاحا جامعه اطلاعاتی خوانده می‌شود‌، تغییرات زیادی را با سرعت وارد سیاست اجتماعی و فرهنگی کشورها ساخته است. رسانه‌ها را به «رکن محوری» در فرآیند آموزش شهروندی تبدیل ساخته است.

آموزش رسانه‌ای (‌یعنی آموزش درباره رسانه‌ها‌) جایگاه مهمی را در تعیین شرایط شهروندی در اختیار دارد. بدین ترتیب اگر بپذیریم که آموزش شهروندی به دنبال ایجاد ا‌مکانی برای ابراز فرهنگی و بر‌خورداری از سواد اجتماعی و مدنی است‌، و در آن صورت ضروری خواهد بود که آموزش‌های ارائه شده به‌ویژه به کودکان و نوجوانان می‌بایست که آنها را قادر سازد تا در فرهنگ رسانه‌ای پیرامون خود مشارکتی فعالاته داشته باشند. بر این اساس، آموزش شهروندی منحصر به‌ توانایی افراد برای تجزیه و تحلیل رسانه‌ها و مهارت‌های گوش دادن و تماشا کردن انتقادی نیست‌، بلکه می‌بایست به دنبال تشویق «مشارکت انتقادی» آنها به مثابه «تولید‌کنندگان فرهنگی» باشد.

بهزاد دوران، عضو هیات علمی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران در چکیده مقاله‌اش آورده‌است:  «شهروندی به عنوان مفهومی بنیادین و نهادی در عصر مدرن که از محوریتی اساسی نسبت به دو مفهوم کلیدی دیگر یعنی «رسانه» و «شهر» برخوردار است، سنگ بنای طرحی نظری برای تعیین محورها و زیرمحورهای پژوهش در حوزه‌ای قرار گرفته که از برخورد این سه مفهوم پدید آمده است؛ حوزه‌ای که «کیفیت زندگی» دیروز، امروز و فردای جامعه ما را رقم می‌زند.»

برگشت به صفحه اول فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان در فیس بوک به اشتراک بگذارید مشاهده در قالب PDF فایل پی دی اف چاپ نسخه چاپی
  

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

   
feed-image خبر خوان سايت
3 1 6



Copyright 2007-2012 © Beroozresani
استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است