سه شنبه 03 مهر 1397  
چهارشنبه, 13 اسفند 1393 | 04 March 2015
ریشه‌های تردید درچیست؟ ‌ای بی‌خبران راه نه آن است و نه این؟!

بیماری شک و تردید دلایل و علت‌های گوناگونی ممکن است داشته باشد؛ از شبهات فکری و فلسفی گرفته تا زمینه‌های روحی و اخلاقی مانند سوء ظن، توجیه تنبلی، راحت‌طلبی، فرار از مسئولیت و غیره. در اینجا قصد پرداختن به آنها نیست؛ اما لازم می‌دانم به دو عامل بیرونی اشاره کنم.

 

شبهه افکنی و سیاه نمایی دشمنان

یکی از عوامل مهم تردید، ایجاد شبهه و یاس است که با هدف سیاسی یا منافع مادی و یا حتی با انگیزه‌های علمی و فرهنگی صورت می‌پذیرد. این عامل یعنی «شبهه آفرینی به منظور ایجاد تردید» تازگی ندارد و همزاد با تاریخ بشر است. به شک انداختن دیگران و ایجاد تزلزل در باورها همواره حربه‌ای کارساز برای رسیدن به آمال و اهداف فرهنگی‌ و مادی بوده است و در نقطه مقابل، بهره‌مندی از گوهر «یقین» که در آموزه‌های دینی از آن به «ایمان» تعبیر می‌شود، اساسی‌ترین عامل موفقیت و تامین کننده سعادت دنیوی و اخروی است.

در قرآن کمتر واژه‌ای به فراوانی «ایمان» و مشتقات آن تکرار شده و بر ارزش آن تاکید گردیده است. بر اساس تعالیم قرآنی کسی که خداوند را باور کرد و راه شریعت او را پذیرفت، باید بداند که شیاطین جن و انس در کمین‌اند تا با ایجاد راه‌های فرعی و شبهات گوناگون ایمان و یقین را از او سلب کنند. که اگر به این هدف دست یافتند، فتح سنگرهای بعدی آسان است. تاکید‌های فراوان آیات و روایات بر جایگاه رفیع «ایمان» و درجات عالی «یقین» به همین دلیل است. بنابراین یکی از مهمترین عوامل شک، تحریکات دشمنان است.

سوء عملکرد دوستان

عامل دیگری که تاثیر آن در ایجاد تزلزل فکری کمتر از شبهه آفرینی دشمنان نیست، رفتار غلط و کردار نابجای دوستان است. چه بسیار جوانانی که ذهن جستجوگرشان از هضم برخی مسائل و رفتار مسئولان درمانده است و با مشاهده عملکرد برخی افراد شاخص زمینه بقا بر تردید در آنها تقویت شده است؛ زیرا مردم وقتی سخنان بزرگان و صاحب‌منصبانی را که در مقام ستاره‌های راهنما بر مدار بلند هدایتی جامعه درحرکتند، می‌شنوند و سپس فاصله بسیار زیاد عمل را تا سخن می‌سنجند، چه بسا در انتخاب راه دچار شک و تردید جدی شوند

و به تعبیرامام خمینی (ره) با خود بگویند: «شاید در پشت کتاب چیز دیگری نوشته شده که ما را از آن مطلع نکرده‌اند! اینجاست که باید به خداوند پناه برد که مبادا کسانی به خیال اینکه به تقویت اعتقادات مردم می‌پردازند، عملا در مسیر تضعیف باورها و تشدید تردیدها گام برداشته باشند.

چنان‌که می‌دانیم، در سال‌های اخیر عوامل متعدد با شیوه‌های مدرن دست به دست هم داده و فضایی شک آلود را برای نسل جدید فراهم کرده‌اند.

و از سوی دیگر زمام فرهنگ‌سازی جامعه عملا در دست کسانی بوده است که گر چه دارای حسن نیت‌اند، ولی به علت نوع نگاهشان به انسان و فرهنگ و دین و یا به هر دلیل دیگر، در زدودن شبهات و تحکیم ایمان و یقین توفیق چندانی نداشته‌اند، اگر نگوییم در برخی موارد بر تردیدها افزوده‌اند. امید است زمینه حضور اصحاب دانش و بینش در عرصه‌های تاثیرگذار فرهنگی فراهم‌تر شود و برکات این حضور در تحکیم ایمان و باورهای معنوی ظاهر شود. به هر حال نگرانی‌ها در بعد فکری و اعتقادی جوانان جدی است.

اخیرا با یکی از دوستان بر سر موضوعی بحثی داشتم. با اینکه آن موضوع امری سیاسی بود، ولی از کلام او چنین بر می‌آمد که گویا همه چیز در این عالم پوچ و بی‌معنی است؛ چرا که مثلا فلان کسانی که داعیه دین‌مداری داشتند، چنین و چنان عمل کردند، پس باید در اصل دین تردید کرد! آنگاه برای اثبات سخن خود به این شعر منسوب به خیام استدلال کرد:

قومی متفکرند اندر ره دین

قومی به گمان فتاده در راه یقین

می‌ترسم از آنکه بانگ آید روزی

کای بی‌خبران راه نه آن است و نه این

از یک سو عملکرد چگونه می‌تواند دهها استدلال متین و محکم بوعلی سینا و خواجه نصیر طوسی را نقش بر آب کند، و از سوی دیگر یک نسیم تردید چگونه نهال‌های نو پای اندیشه را که در اعماق ریشه دوانده و سطحی بار آمده‌اند، به چپ و راست خم می‌کند. با اینکه دستیابی به گوهر یقین برای پویندگان راه حقیقت چندان هم مشکل نیست.

 

برگشت به صفحه اول فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان در فیس بوک به اشتراک بگذارید مشاهده در قالب PDF فایل پی دی اف چاپ نسخه چاپی
  

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

   
feed-image خبر خوان سايت
3 1 6



Copyright 2007-2012 © Beroozresani
استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است