سه شنبه 03 مهر 1397  
چهارشنبه, 13 اسفند 1393 | 04 March 2015
گزارش کوتاهی از نشست نقد کتاب «سیب‌های سرخ چیدنی»/سروده‌ی سیدحکیم بینش: عمو نوروز می‌آید، ولی زنجیر می‌بافد!

عصر روز یکشنبه دهم اسفندماه، آخرین نشست نقد کتاب شعر حوزه‌ی هنری خراسان رضوی در سال 1393 که به نقد وبررسی کتاب سیب‌های سرخ چیدنی، سروده‌ی شاعر خوش‌قریحه و خوش‌اخلاق افغانستانی سیدحکیم بینش اختصاص یافته بود، در یکی از اتاق‌های این سازمان برگزار و با استقبال قابل توجه علاقمندان مواجه شد. سیبهای سرخ چیدنی مجموعه‌ای نسبتا کامل و شامل از  شعرهای سیدحکیم بینش شاعر نام‌آشنای مهاجر است که توسط انتشارات عرفان به چاپ رسیده است.

 

این کتاب نخستین مجموعه‌ی شعر بینش و کارنامه‌ی 20 ساله‌ی شاعری وی است که در160 صفحه منتشرشده و 64 غزل، 2 مثنوی، هفت رباعی و تعدادی شعر آزاد او را دربر گرفته است.

به لحاظ محتوا و مضمون نیز می‌توان گفت که؛ موضوع اشعار این کتاب از مسایلی چون مذهب و اجتماع گرفته تا دغدغه‌ها و سوژه‌هایی نظیر بهار، مردم، زنان، جنگ، مهاجرت، آوارگی، وطن دوستی و همدردی با همنوع و... را شامل می‌شود.

و اما؛ جلسه‌ی نقد و بررسی این کتاب، مثل همیشه با همراهی و سخنان محمدکاظم کاظمی و قاسم رفیعا به عنوان مجریان سنتی نشست‌های نقدکتاب درحوزه‌ی هنری، آغازشد. علاوه بر گردانندگان و صاحب کتاب که درابتدا و انتهای نشست دقایق کوتاهی سخن گفت، یوسف بینا، مهدی آخرتی، ابوطالب مظفری و علی‌رضا سپاهی لایین نیز از جمله کسانی بودند که درباره‌ی کتاب سیب‌های سرخ چیدنی، اظهارنظر کردند.

یوسف بینا:

این کتاب، مجموعه‌ی شعر خوبی است و چون از مدت‌ها پیش ازچاپ آن را دراختیار داشتم، لذت بسیار ازخواندنش برده‌ام. با این‌حال، کتاب درمواردی اشکالاتی کلی دارد که بد نیست شاعر به آن توجه کند. البته، برخی از این اشکالات احتمالا مربوط به تفاوت‌های نحوی بین فارسی ما و افغانستان است. بعضی ایرادها هم مربوط به تایپ و صفحه‌آرایی است مثل افتادن«ه» از واژه‌هایی مثل گله و فیروزه و... که وزن و معنای ابیات را تحت تاثیر قرار داده است. در پاره ای موارد، کنارهم قرارگرفتن بعضی کلمات، بافت کلام شاعر را دچار دوگانگی کرده است، مثل این بیت:

تمام شانزده گیگش زعکس و فیلم پراست

تمام خاطره دوربین، سفرباشد

که ازیک طرف واژه‌ی لاتین «گیگ» را به‌کار برده و از طرف دیگر درکنارش، «زعکس» آورده که این دو، باهم نمی‌خوانند.

مهدی آخرتی:

این کتاب غزل‌ها وابیات خوبی دارد، مثل:

یک پلک بعد، میکده تعطیل می‌شود...

یا:

ای عشق، باز مزه شاتوت می‌دهی...

یا:

امشب شبیه دهکده‌ای درمسیر جنگ

یا مثل  پایتخت  به آتش کشیده‌ام...

اما، این زبان محکم، زبان ثابتی نیست و به‌خصوص در اشعار آزاد انتهای کتاب، زبان خیلی جای کار دارد. یک نکته‌ی مهم درخصوص کارهای کلاسیک این مجموعه آن است که در بعضی غزل‌ها، ردیف لغو است و معنای خاصی ندارد. در مثنوی دیوانه‌نامه، این که تنها دوبیت به شیوه‌ی غزل سروده شده، جالب نیست وایکاش یا مثنوی، تبدیل به غزل نمی‌شد واگر شده‌است، بهتر بود چند بیت دیگر ادامه پیدا می‌کرد.

ابوطالب مظفری:

کتاب سیب‌های سرخ چیدنی، مجموعه‌ای از ضعف و قوت‌هاست. اما، آنچه از نظر من مهم است این است که؛ با مطالعه‌ی شعرهای کتاب، به این نتیجه می‌رسیم که انگار، درمسیر زندگی شاعر هیچ اتفاق خاصی نیفتاده‌است که او را دچار هیجان کند. شعر باید - مثل داستان- آنجا آغاز شود که زندگی از مسیر طبیعی خودش خارج می‌شود، ولی در شعرهای بینش ما شاهد اتفاق خاصی نیستیم. حوادث همه معمولی وقابل پیش‌بینی اند. شعرها، یا درباره‌ی میهن است، یا مذهبی است و یا عاشقانه، که هیچ‌یک از اینها حکایت از اتفاق تازه‌ای نمی‌کند.

سپاهی لایین:

من سید حکیم بینش را شاعر غزل می‌دانم و ایکاش دیگر قالب‌های این مجموعه حذف و جداگانه منتشر می‌شد. درمجموع، غزل‌ آقای بینش، نمونه‌ی موفقی از غزل نئوکلاسیک است چراکه؛ زبانش تازه وامروزی است، عناصر بدیعی وصورخیال درشعر او به‌قدر نیازهست، بیانی نسبتا محکم وموجزدارد، از کشف‌های شاعرانه خالی نیست، از تاریخ و جفرافیای خود غفلت نمی‌کند و دردومحور افقی و عمودی از عهده‌ی روایت به‌خوبی برمی‌آید. درعین حال، باتوجه به اهمیت پایان‌بندی در شعرهای روایی، پایان این غزل‌ها می‌تواند محکم‌تر از این باشد. از دیگر اشکالات کار جناب بینش این‌هاست:

درمواردی که شاعر بافت کلامش را از شکل استاندارد نوشتار فارسی خارج و به گفتار نزدیک می‌کند، به فخامت و سلامت زبانش لطمه وارد می‌شود. در پاره‌ای ابیات و اشعار، ضعف تالیف مشهوداست و شاعر با اندکی تامل و بازنگری از سر حوصله، می‌تواند کلمات وعباراتی جایگزین کند که بیانی رساتر و شاعرانه‌تر داشته باشد. اشکال چشم‌گیر این شعرها، در تقلیدها و تاثیرپذیری‌های شاعر از دیگر شعرای امروز ایران است. به عنوان مثال، به نظر می‌رسد که آقای بینش، در شعر «گنگ خواب‌دیده» از کسانی چون فاضل نظری وناصرفیض، در شعر «یک اتفاق خوب»، ازهادی اسماعیلی و در شعر «درعزای خودم»، از رضا اسماعیلی تاثیرپذیرفته است.

درانتهای گزارش و برای این‌که نقد و نظرهای ارایه شده دراین نشست، برای خوانندگان گرامی بیشتر مفهوم و مشخص باشد، سه غزل از شعرهای کتاب سیب‌های سرخ چیدنی را با هم می‌خوانیم:

خیر وخیریت

پرسیده‌ای: "«دگرچه خبر؟»، خیر وخیریت

یک انفجار تازه، دگر خیر و خیریت!

ازجمع ما کسی به دل ماجرا نبود

ردشد زبیخ گوش خطر، خیر و خیریت

من هم به یک مصاحبه محکوم کرده ام

خوابیده است غایله، شر، خیر و خیریت

جای تو خالی است در اینجا کنار ما

اینجا که می‌زنیم چکر، خیر و خیریت

گفتی: «از انفجار نصیبم چه می‌شود؟»

سوغات خود بیا و ببر، خیر و خیریت

تعارف کن مرا

کنار چای تلخم شعر با تنبور می‌چسبد

هوا سرد است و یک سیگار هم بدجور می‌چسبد

پلنگت خیره می‌گردد به سمت ماه من هر شب

تماشایت از این منظر چقدر از دور می چسبد

گل پیراهنت زنبورها را عاشقت کرده است

و بی خود نیست بر لبهای تو زنبور می‌چسبد

نه چشمم شور بازار و نه دل شوری دگر دارد

بگو آخر به من هم وصله‌ی ناجور می چسبد؟

دو چشمان تو چنگیز و دل من نیز نیشابور

نگو یک حمله ی دیگر به نیشابور می‌چسبد

بریز از سم خود ای مار در این خوشه‌ی انگور

تعارف کن مرا، امشب فقط انگور می‌چسبد

عمونوروز

زمین چون گوی می‌چرخد، زمین تقدیر می‌بافد

عمو نوروز می‌آید، ولی زنجیر  می‌بافد

عمو، زنجیر می‌بافد که پشت کوه اندازد

عمو، دوشیزگان کابلی را پیر  می‌بافد

چه پچ پچ بین تارو پود این قالیچه پیچیده است

که سارا می‌نشیند گوشه‌ای، تصویر می‌بافد

همین تهمینه شاید خواب‌های تازه‌ای دیده‌است

که رخش بی‌سواری در دل پامیر می‌بافد

نمی‌چربد زبانش تا بگوید از پدر، اما

برای کودکان خویش نقش شیر می‌بافد

نمی‌دانم چه تن‌پوشی جهان امسال می‌پوشد

سخن از عشق می‌گوید ولی شمشیر می‌بافد

پدر با جیب خالی خیره می‌گردد به یک نقطه

برای سال نو شاید کمی تدبیر می‌بافد

برگشت به صفحه اول فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان در فیس بوک به اشتراک بگذارید مشاهده در قالب PDF فایل پی دی اف چاپ نسخه چاپی
  

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن

   
feed-image خبر خوان سايت
3 1 6



Copyright 2007-2012 © Beroozresani
استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است