چهارشنبه 28 آذر 1397  
سه شنبه, 20 خرداد 1393 | 10 June 2014
مصاحبه با محمد غفاري‌زاده

تجاوز به محارم؟ در مشهد؟!

محمد غفاري‌زاده، كارشناس ارشد برنامه‌ريزي اجتماعي است. وي در دانشگاه جامع علمي‌كاربردي خراسان رضوي، آسيب‌شناسي اجتماعي تدريس مي‌كند. او به خاطر تلاش، جديت و بالا بردن سطح علمي دانشجويانش، در سال 92 به عنوان مدرس نمونه‌ي اين دانشگاه انتخاب شده است. غفاري‌زاده جانشين دبير كميته‌ي تخصصي آسيب‌هاي اجتماعي استانداري هم هست و در تدوين سند آسيب‌هاي اجتماعي استان، نقش مهمي ايفا كرده است. اورژانس اجتماعي (123) استان كه وابسته به بهزيستي است زير نظر غفاري‌زاده، كارشناس آسيب‌هاي اجتماعي اين نهاد، فعاليت مي‌كند.

 

او از تمام زير و بم موضوع كودك‌آزاري به عنوان يك آسيب اجتماعي دامنه‌دار آگاهي دارد و انگيزه‌ي مصاحبه‌ي مفصل در اين زمينه با وي، اشرافش به اين بحث است.

شايد خيلي‌ها ندانند كه در عرف سازمان بهداشت جهاني، تمام كساني كه ما، بچه، نوجوان و شايد جوان مي‌دانيم، كودك تلقي مي‌شوند. از نظر اين سازمان، تمام بچه‌ها تا 18 سالگي كودك هستند و مشمول كنوانسيون حمايت از حقوق كودكان سازمان ملل مي‌شوند. ايران هم اين كنوانسيون را امضا كرده و به آن پايبند است.

از غفاري زاده پرسيدم «كودك‌آزاري فقط كتك زدن است»؟ گفت: هر نوع رفتاري از طرف بزرگ‌ترها كه به روح يا جسم كودك آسيب بزند كودك‌آزاري است، فرقي ندارد منشأ اين رفتار چه كسي باشد، خانواده، اطرافيان يا غريبه‌ها.

خيلي چيزهاي ديگر هم در اين گفتگو هست كه براي خوانندگان فراخبر جالب خواهد بود مثلا اينكه آيا تجاوز به محارم هم در خانواده‌هاي مشهدي هست؟ يا اينكه شوهر دادن زودهنگام دختران، يك جرم است! و يا اگر لباس كودكي مناسب فصل نباشد والدينش مؤاخذه مي‌شوند. با هم اين گفتگو را مي‌خوانيم.

 

نگاهي كارشناسانه به يك آسيب اجتماعي دامنه‌دار

دست‌هايي كه به نامردي بلند مي‌شوند

- اينكه مي‌گوييد هر رفتاري كه باعث صدمه‌ی جسمي، رواني يا فكري به كودك شود كودك‌آزاري است، به نظر شما دامنه‌ي اتهام والدين را خيلي بالا نمي‌برد؟

+ چرا. ولي در قانون، از اين هم بيشتر است. هر چيزي كه به‌زيستي (زندگي مطلوب) و رفاه كودك را مورد مخاطره قرار دهد مصداق كودك‌آزاري است. مثلا اگر يك كودك، لباس مناسب فصل تنش نباشد، ممكن است از مصاديق كودك‌آزاري والدين به حساب آيد، ولي در جامعه‌شناسي نگفته‌اند لباس ضخيم و نازك، بلند يا كوتاه. ميزان رفاه مشخص نشده، اما جنس لباس فصل تقريبا در جامعه مشخص است و هر كودكي كه اين سطح متعارف و معمول پوشاك را نداشته باشد، مورد آزار قرار گرفته است.

- بنابراين خيلي از خانواده‌هاي فقير، كه اين الگوها را رعايت نمي‌كنند، مصداق كودك‌آزار هستند؟ وقتي خانواده‌اي حتي نمي‌تواند نيازهاي اساسي فرزندش را تأمين كند، آيا بايد گفت اين وضعيت، كودك‌آزاري است؟ هيچ پدري قاعدتا نمي‌خواهد بچه‌اش لباس نداشته باشد.

+ به هر حال كسي كه بچه مي‌آورد، موظف است بچه‌اش را تر و خشك كند و نيازهاي او را تأمين نمايد. صرف فقير بودن، عدم رسيدگي را توجيه نمي‌كند. اگر اين رفتارها موجب صدمه به كودك شود كودك‌آزاري است.

- اگر به شما تلفن كنند و بگويند بچه‌اي در اينجا هست كه لباس مناسب ندارد، از نظر شما كودك آزاري است؟

+ بله. ما بررسي مي‌كنيم. ما شش نوع كودك‌آزاري داريم. جسمي، جنسي، مسامحه و غفلت، روحي و رواني، بهره‌كشي اقتصادي و غفلت‌هاي آموزشي. ما همه‌ي اينها را پيگيري مي‌كنيم. لباس از جنس همان غفلت و مسامحه است. ما تيم اورژانس را اعزام مي‌كنيم. اگر خانواده محتاج كمك فوري باشد، به سمت سازمان‌هاي حمايتي هدايت مي‌شود. اگر مسئله‌ي درمان كودك در ميان باشد به واحد مددكاري بيمارستان معرفي مي‌شود.

- در حدود امكانات و مقدورات‌تان به حل مسئله كمك مي‌كنيد؟

+ بله. ولي به هر حال، مشكل ، بررسي مي‌شود.

- خب، با اقدامات مقطعي شما كه مشكل فقر خانواده حل نمي‌شود؛ بالاخره، پدر كار ندارد، فقير است و يا معتاد و اين مسائل. كار شما چه فايده‌اي دارد؟

+ بسياري از خانواده‌ها از نظر اقتصادي، وضعيت نامناسبي دارند. مداخله‌ها در اين مورد يا بايد منجر به كاهش خسارت گردد يا شرايط زندگي با مشكل براي آن خانواده‌ها مهيا شود. ما نمي‌توانيم مشكل را براي هميشه حل كنيم. ولي از بروز خسارت بيشتر جلوگيري مي‌كنيم. مثلا اگر وضعيت درمان يك كودك حاد باشد اگر كمك فوري دريافت نكند ممكن است تلف شود. فعلا همين كار را حل مي‌كنيم كه از وضعيت بحراني خارج شود تا كمك‌هاي بيشتري بتواند بگيرد.

- بخشي از مسائلي كه شما كودك آزاري محسوب مي‌كنيد در قاموس تربيتي بسياري از كشورهاي جهان، طبيعي تلقي مي‌شوند. از كتك زدن پدرانه بگيريد تا بهره‌كشي اقتصادي. مثلا ما در عرف تربيتي خانواده‌هاي ايراني، كار كردن بچه‌ها را داريم و آن را بهره‌كشي نمي‌دانيم. اتفاقا تعبير ما اين است كه اين بچه با كار كردن مرد ‌مي‌شود. معيارهاي غربي و تئوريك را چگونه با ملاك‌هاي عرفي و اجتماعي تطبيق مي‌دهيد؟ اين تناقضات را چطور حل مي‌كنيد؟

+ كودك آزاري، يك مسئله‌ي اجتماعي است و مسائل اجتماعي، هم مصاديق و هم شاخص‌هايش نسبي است. ممكن است بعضي مصاديق كودك‌آزاري در يك كشور، در كشور يا فرهنگ ديگر، كودك‌آزاري نباشد. يا بر عكس. به همين دليل نمي‌توانيم همه‌چيز را تعميم بدهيم. ولي بعضي اصول مشترك است. مثلا زدن يا كتك زدن شديد بچه كه منجر به صدمه‌ي جاني بشود در همه‌ي دنيا كودك آزاري است.

- يك پدر يا يك معلم، ممكن است به حسب ضرورت، يك تنبيه بدني جزئي كه حالا منجر به صدمه‌ي جسمي هم نشود داشته باشد. اگر در نظر بگيريم كه اين پدر يا معلم، رواني نباشد، معتاد نباشد و و از نظر فكري و روحي، نرمال باشد، اين تنبيه طبيعي و حتي مفيد هم هست. قطعا پدر يا معلم با نيت خير اين كار را مي‌كند. اين آيا مصداق كودك‌آزاري است؟ آيا شما به نيت و قصد طرف توجه مي‌كنيد؟

+ وقتي تيم اورژانس اعزام مي‌شود يك ارزيابي اوليه داريم كه شامل دريافت اطلاعات و مصاحبه با كودك، مادر، اطرافيان و شاهدان عيني است. حتي با شخص آزاردهنده. اين طور نيست كه صرف كتك خوردن يا كتك زدن، يك مسئله‌ي جدي شود كه او را به مراجع قضايي بكشانيم.

اين گزارش اوليه است و بر عينيات تأكيد دارد. بعد ارجاع مي‌شود به تيم تخصصي مركز مداخله در بحران. آنجا فرم داريم كه مددكار وضعيت روحي رواني، اقتصادي، اجتماعي و سلامتي آزار دهنده را بررسي مي‌كند و آزار ديده را نيز با كمك پزشك و روان‌پزشك و مددكار بررسي دقيق مي‌كند.

- اگر آزاردهنده حاضر به پيگيري موضوع نشود و براي انجام تحقيقات نيايد چه مي‌كنيد؟

+ اگر نيايد ما گزارش را مي‌نويسيم در حدي كه امكانش هست. تيم اورژانس مجددا مراجعه مي‌كند و او را مورد پرسش قرار مي‌دهد. اگر نيايد گزارش تيم به مركز سرپرستي دادگستري ارجاع و موضوع با دادگستري مطرح مي‌شود.

- يعني شما ضابط قضايي هستيد؟

+ نه. اما مددكار اجتماعي هستيم و با قوه‌ي قضاييه در سطح كشور تفاهم‌نامه داريم. اظهارات و گزارش‌هاي مددكاران تيم اورژانس، از نظر حقوقي يك استناد است و در حكم قاضي پرونده، يك مدرك و سند محسوب مي‌شود.

- بعد قاضي يك تيم پليس را براي تحقيق مي‌فرستد؟

+ نه. قاضي نامه مي‌دهد به كلانتري منطقه. ما به عنوان اورژانس اجتماعي، اجازه‌ي ورود به منزل نداريم. كلانتري با اورژانس همكاري مي‌كند و با هم براي تحقيق مي‌روند. يا موردي هست كه پدر و مادر براي پيگيري موضوع نمي‌آيند. در اين صورت آنها در معيت مأموران انتظامي به دايره‌ي سرپرستي دادگستري آورده مي‌شوند و نماينده‌ اي كه ما در آنجا داريم، موضوع را پي مي‌گيرد.

- در خراسان رضوي رنج سني كودكاني كه مورد آزار قرار مي‌گيرند چه حدودهايي است؟

+ صفر تا چهار سال.

- بيشتر زير چهار سال؟

+ بله.

- به نظر شما چرا؟

+ چون اين كودكان قدرت دفاع ندارند. البته در سنين ديگر هم داريم. ولي بيشتر در اين سنين است. بر اساس آمارها در خراسان رضوي، آزار جسمي كودكان 36 درصد، آزار جنسي 4 درصد، آزار رواني 4 درصد و آزار ناشي از غفلت و مسامحه 56 درصد كودك‌آزاري‌ها را تشكيل مي‌دهد. به عبارت ديگر، بيشترين درصد كودك‌آزاري‌ها، غفلت و مسامحه است، يعني عمدي نيست، بلكه از روي بي‌توجهي و عدم‌آگاهي است.

- غفلت و مسامحه چه معنايي دارد؟

+ مثلا وقتي كودك مريض است و براي درمانش اقدام نمي‌كنند. يا موقع مدرسه رفتن اوست و او را به مركز تحصيلي نمي‌برند. يا واكسنش را نمي‌زنند و از او مراقبت نمي‌كنند. يا مثلا معلمي كه بيش از حد تكليف به كودك مي‌دهد. يا كيفيت آموزشي‌اش پايين است.

- نهادهاي آموزشي هم تحت بررسي شما هستند؟

+ خير. مواردي كه داشته‌ايم در مدارس، كودك از طرف پدر و مادر تنبيه شده و از طريق مدرسه ما را خبر كرده‌اند. ولي موردي كه در مدرسه باشد و از طرف كودك به ما اطلاع داده شود، نه، نداشته‌ايم. بيشترين گزارش‌هاي مدارس، كودك‌آزاري جسمي است كه از طرف خانواده انجام شده است.

- شما مي‌توانيد به مدارس مراجعه كنيد؟

+ بله مي‌توانيم.

- چه تعداد از كودكاني كه مورد آزار قرار مي‌گيرند، آزاردهندگان‌شان از نظر رواني افراد ناسالمي هستند؟، معتاد، ناهنجار، رواني يا شبيه اين؟

+90 درصد.

- پس مي‌شود نتيجه گرفت كه آدم سالم، اين كار را با فرزندش انجام نمي‌دهد.

+ بله.

- بيشتر كودك‌آزاري توسط چه كساني انجام مي‌گيرد؟ مادران، اطرافيان يا ديگران؟

+ بيشتر نامادري يا ناپدري. پدران و مادران واقعي در صورتي اين عمل را مرتكب مي‌شوند كه بيمار يا معتاد باشند.

- از آن 90 درصد چند درصد معتادند؟

+ 80 درصد آنها معتادند. بقيه‌ي موارد، غفلت و مسامحه است.

- بعضي موارد هم به شما گزارش نمي‌شود. در اين جور مواقع چه بايد كرد؟ بچه‌هايي كه مورد آزار قرار مي‌گيرند ولي صدايشان به جايي نمي‌رسد، مثل آزار جنسي.

+ اينها به اورژانس مراجعه مي‌كنند و ما به آنها خدمات مي‌دهيم. اما ثابت كردن اينكه اين كودك مورد آزار جنسي قرار گرفته بسيار مشكل است و صرف اظهارات شخص كافي نيست، بلكه شواهد مي‌خواهد. ما مواردي داشته‌ايم كه شخص به ما تلفن كرده و رفته‌ايم اما نتوانسته‌ايم آزار جنسي را ثابت كنيم. ما از شخص و يا كسي كه متهم است دعوت مي‌كنيم، گاهي ممكن است بيمار باشد و مورد مشاوره و درمان قرار مي‌گيرد. اما از لحاظ قانوني، چندان قابل پيگيري نيست.

- اگر كسي خبر بدهد چطور مي‌شود؟

+ چون شواهد و اسناد مطمئن در دست نيست،. خيلي از اين موارد، به جايي نمي‌رسد. اگر ثابت شود، خب، قطعا در دادگاه بررسي و حكم صادر مي‌شود. بعضي خانواده‌ها به خاطر آبرو به ما مراجعه نمي‌كنند و شايد خود خانواده تصميم مي‌گيرد كه موضوع پنهان بماند. اگر خانواده بخواهد، مي‌شود كمك كرد كه موارد حاد و جدي پيش نيايد اما در هر حال، تصميم با خانواده است.

- حجم بسيار زيادي از آزاردهندگان آسيب رواني دارند. بقيه‌ي علت‌هاي كودك‌آزاري چيست؟

+ اعتياد، اقتصاد، عدم آگاهي و آموزش والدين (در مورد غفلت و مسامحه).

- به نظر نمي‌رسد كه پدري سالم باشد و كودكش مريض شود و او را به پزشك نبرد؟

+ چرا، مواردي هست.

- من فكر نمي‌كنم. شما اشتباه مي‌كنيد. چنين چيزي غير ممكن است.

+ نه. اشتباه نمي‌كنيم و غير ممكن هم نيست. به ما مراجعه مي‌كنند.

- چه كسي مراجعه داشته؟

+ مادر بچه يا اطرافيان كودك آزارديده.

- ممكن است اين مراجعه نتيجه‌ي يك اختلاف يا دعوا باشد؟ يعني مثلا خانم و آقا دعوا داشته باشند، اين مسئله بهانه‌اي شود كه بر عليه همديگر استفاده كنند.

+ بله، اين هم ممكن است. اما بيشتر موارد مربوط به فقر اقتصادي است. به هر حال ما به محض اطلاع، بررسي مي‌كنيم و هر دليلي هم داشته باشد مهم نيست.

- بخشي از قوانين بين‌المللي مثل كنوانسيون حمايت از حقوق كودك، با عرف جوامع سنتي سازگاري ندارد. در واقع آن چيزي كه باعث مي‌شود اين مسائل در كشورها رعايت نشود اعتقاد نداشتن به اينها نيست، امكان نداشتن اجراي اين حقوق است. عمل كردن شما به اين كنوانسيون‌ها اختلاف‌هاي عرفي، اقتصادي، قانوني و سنت‌ها را تشديد مي‌كند، يعني مثلا باعث مي‌شود بچه‌ها از معلم‌ها و والدين فرمان نبرند. اين مي‌شود از هم پاشيدگي سامان خانواده. پدر ايراني بدون كنترل و ابزار تنبيه و تسلط بر فرزند، امكان تربيت وي را ندارد. ما همه با اين اهرم‌ها بزرگ شده‌ايم. آيا اين معيارها بايد در تمام جوامع اجرا شود؟

+ اين درست است كه اين كليات ممكن است با مسائل هر كشوري مطابقت نداشته باشد. و هيچ كشوري ممكن است نتواند همه‌ي اين كنوانسيون ها را به طور كامل اجرا كند. تنبيه ممكن است يك سنت يا يك اررزش باشد. اما با تكامل جامعه، اين ارزش‌ها دچار تغيير مي‌شود. يعني در زماني كه كتك زدن يك روش تربيتي بوده، خيلي از امكانات و شرايط فعلي جامعه براي اين كار مهيا نبوده اما حالا ديگر لازم نيست از اين روش‌هاي قديمي كه كاركرد درستي هم ندارند استفاده شود. بچه‌هاي امروز با كتك‌زدن تربيت نمي‌شوند. ولي از طرفي، هر گونه تنبيه و محروميتي از سوي والدين، كودك‌آزاري محسوب نمي‌شود.

- اگر با رشد طبيعي جامعه، قوانين و سنت‌ها تغيير كند، اين يك چيز ديگر است. مثلا يك زمان، دختران در ايران مدرسه نمي‌رفتند. بدون اين داد و بيدادهاي غربي و رسانه‌ها، اين مسئله در روند تكامل طبيعي جامعه، حل شد. اين ربطي به كنوانسيون حقوق بشر نداشته. اما الآن اتفاقي كه افتاده  اين است كه با سير سريع مدرنيسم و رشد رسانه‌ها، فرهنگ غربي به جوامعي كه داراي خرده فرهنگ‌هاي متنوع هستند تزريق مي شود. الآن حرف رهبران فرهنگي هم همين است. شما با اجراي اين كنوانسيون‌ها و طرح اين گونه مسائل، فاصله‌ها را تشديد مي‌كنيد، نافرماني‌هاي اجتماعي كودكان را گسترش مي‌دهيد. روند طبيعي رشد جامعه را مي‌خواهيد تسريع كنيد؟

+ نه، اين طور نيست. شما فكر مي‌كنيد كه اين مسائل ممكن است باعث جري شدن كودك شود. كه مثلا كودك عصيان‌گر مي‌شود، و ممكن است در تربيتش تأثير منفي بگذارد. نه. اگر بياييم نسبت به كودك‌آزاري به مردم آگاهي بدهيم، رفته رفته، مشكل حل مي‌شود. گاهي هم ممكن است در نتيجه‌ي اين اتفاق، كودك از مسير سلامت اجتماعي خارج شود. بايد مصاديق را مشخص كنيم و اينكه چگونه بايد عمل كنيم كه با دين، عرف و ارزش‌هاي جامعه و قوانين مغايرت نداشته باشد و باعث جري شدن آنها نشود. بايد بدانيم كه كودك‌آزاري چه مصاديقي در جامعه‌ي ما دارد.

- يعني شما اينها را بومي سازي مي‌كنيد؟

+ بله. ما هر چيزي كه جهان آن را كودك آزاري مي‌داند را مصداق اين امر تلقي نمي‌كنيم. ممكن است بعضي مسائل با عرف و ارزش‌هاي ما مغايرت داشته باشد. مثلا در انگليس اگر شما يك دقيقه كودك‌تان را در اتومبيل تنها بگذاريد و درب را رويش قفل كنيد اين مصداق كودك‌آزاري است يا همين‌طور در خانه. در انگليس، كارشناس خدمات اجتماعي، واقعا اين مسئله را پيگيري مي‌كند. اما ما در كشور خودمان همه‌ي اين مفاد را اجرا نمي‌كنيم. بلكه مواردي كه به رشد و نمو و كيفيت زندگي كودك مربوط مي‌شود را كودك‌‌آزاري مي‌دانيم.

- شما پس اينها را فهرست كنيد. يعني توصيه‌هاي شما به والدين چيست؟ مثلا اينكه پدر و مادرها بچه‌هايشان را نسوزانند.

+ با كابل، با كمربند يا ابزار آسيب‌زننده، به هيچ‌وجه كودكان را تنبيه نكنند، با دست هم ضربه‌هاي شديد نزنند، تنبيه پدرانه، رنگ كينه ندارد. نبايد حاكي از خشم باشد. وقتي دو نفر بچه‌ را ديدند احساس نكنند كه دست اين شخص بزرگ‌تر، به نامردي روي بچه بلند شده است. نيازهاي عاطفي بچه‌ها را برآورده كنند، مشكلات روحي رواني برايشان ايجاد نكنند، در مضيقه‌ي اقتصادي قرارشان ندهند، نه زياد به آنها پول بدهند نه كم بدهند، يك مقدار متعادل. مثلا يك دختر دبيرستاني ممكن است به خاطر 5 هزار تومان پول كه لازم دارد، يك مسئله براي خودش ايجاد كند.

- خيلي خانواده‌ها هستند كه فرزندان‌شان را از بچگي به سر كار مي‌فرستند، اين در منظر عمومي، نه تنها قابل قبيح نيست كه مثبت هم هست. اين طور نيست؟

+ مواردي كه صرفا به خاطر بهره‌كشي اقتصادي باشد كودك‌آزاري است نه اينكه بچه در اين فرايند، آموزش زندگي ببيند. ممكن است پدر يا استادكار عصباني شود و كودك را تنبيه كند، اين موارد هم بايد بررسي شود. به هر حال، ما در طي اين فرايند دشوار، مفاهيم و اصول را بومي‌سازي مي‌كنيم. اگر مصاديق را منطقه‌اي و كشوري نكنيم، ممكن است همه‌ي افعال ما مصداق كودك‌آزاري باشد.

- آيا مددكاران و روان‌شناسان تيم‌هاي اورژانس را توجيه مي‌كنيد كه مصاديق را بشناسند؟

+ بله. دقيقا. حتي در مدارس، بيمارستان‌ها و كلانتر‌ي‌ها هم كلاس مي‌گذاريم و آموزش مي‌دهيم. مثلا داشته‌ايم كه يك خبرنگار در خانه‌اش نشسته و صداي جيغ يك بچه را از چندتا آپارتمان آن طرف‌تر مي‌شنود و بعد يك مقاله در روزنامه مي‌نويسد و كلي مشكل درست مي كند، چرا؟ چون از مصاديق كودك‌آزاري خبر ندارد، نسبت به عرف جامعه آگاهي ندارد.

- آيا سن پايين ازدواج را هم كودك‌آزاري محسوب مي‌كنيد؟

+ اگر موردي باشد كه با عرف و قانون مطابق نباشد پيگيري مي‌كنيم. مثلا موردي بوده كه يك پدر مي‌خواسته دخترش را به يك پيرمرد بفروشد. جلوش را گرفته‌ايم.

- با اينكه قانوني است؟

+ بله، با اين كه قانوني است. اتفاقا در اين مورد، خواهر دخترك زنگ زد كه پدرم مي‌خواهد خواهرم را به يك ميليون و پانصدهزار تومان بفروشد به يك پيرمرد. به نظر ما اين يك ازدواج نيست، اين در واقع قاچاق انسان است. چون يك عمل غير انساني در مورد انسان انجام مي‌شود. ما پيگيري كرديم و از پدر تعهد گرفتيم كه اين كار را نكند. و هنوز هم مددكار ما مرتبا پيگيري مي‌كند كه اين كار انجام نشود تا اينكه اين كودك بالغ شود.

- اگر از ظواهر بگذريم، ازدواج قانوني هم تقريبا همين است، يعني تعيين مهريه هم يك جور معامله است.

+ بله. ولي اين خيلي فرق مي‌كند.

- چه فرقي؟

+ در اينجا دختر راضي نيست. در آنجا صحبت‌ها و توافقات كاملا طرفيني است و هر دو طرف و هر دو خانواده، به توافق مي‌رسند. اين پول را دختر نمي‌گيرد بلكه پدر دختر مي‌گيرد اما آن پول را خود دختر مي‌تواند بگيرد هر زمان كه بخواهد. اينجا دختر نمي‌داند چه اتفاقي قرار است برايش بيفتد و كجا مي‌خواهد برود. اما در ازدواج، همه‌ي اينها برايش روشن است.

- آيا تجاوز محارم هم داريم؟ اين مصداق اشد كودك‌آزاري است.

+ بله. مواردي بوده است. در اين گونه موارد اگر مطلع شويم، اگر شكايت خصوصي هم نباشد وارد مي‌شويم. كودك‌آزاري از جمله جرايم عمومي است كه نياز به شاكي خصوصي ندارد و دادستان مي تواند ورود كند.

- اگر يك دختر جوان 19 ساله به شما شكايت كرد كه يك پيرمرد او را گرفته و حالا راهي براي ادامه زندگي يا فرار از دست اين پيرمرد ندارد شما پيگيري مي‌كنيد؟

+ نه. اين شخص خودش مي‌تواند از حقوقش دفاع كند و در دادگاه طرح دعوا داشته باشد. البته در اينجا قوانين تصميم مي‌گيرند و خود دختر كه در بلوغ اين تصميم را گرفته، بايد پاسخگوي كار خودش باشد. ما فقط در مواردي وارد مي‌شويم كه همان مصداق كودك را داشته باشد.

- كودك آزاري چه جغرافيايي دارد؟

+ در حاشيه‌ها و مناطقي كه فقر فرهنگي واقتصادي بيشتر است. در بقيه‌ي جاها اگر هم هست پنهان است.

- نسبت در شهرستان‌ها بيشتر است يا در مشهد؟

+ در مشهد.

- شايد اين تشخيص شما متأثر از گستردگي خدمات شما در مشهد باشد؟

+ بله. ممكن است. ما در همه‌ي شهرستان‌ها اورژانس نداريم و مطلع نيستيم. از لحاظ كودك‌آزاري، آمار استان خيلي بالاست، يعني بعد از تهران، ما بالاتر از بقيه‌ي استان‌ها هستيم. بعد، فارس، اصفهان و استان‌هاي ديگر.

- آيا با توجه به اينكه مشهد محيط مذهبي شديدتري داريم و محيط فرهنگي بسته، ممكن است اين يك فاكتور آسيب‌هاي بالا باشد؟

+ نه. در تهران اين مسائل را كه شما مي‌گوييد در اينجا داريم آنجا نيست ولي آسيب‌ها در تهران بيشتر است. ما فكر مي‌كنيم كه مهاجر‌پذيري و حاشيه‌نشيني گسترده، يكي از معضلات اصلي مشهد است.

 

برگشت به صفحه اول فرستادن به ایمیل ارسال به دوستان در فیس بوک به اشتراک بگذارید مشاهده در قالب PDF فایل پی دی اف چاپ نسخه چاپی
  
   
3 1 6



Copyright 2007-2012 © Beroozresani
استفاده از مطالب سایت فقط با ذکر منبع مجاز است